رقص مرگ

آیفن را برمی دارم بفرمایید ؟ .
آقای زمانی ؟
بله خودم هستم .
پیک هستم از استودیو فیلمبرداری سی دی اروسی را آورده .
سی دی اروسی را ازکاغذ کادو جدا می کنم وتوی دستگاه می گذارم. مهمان ها دورمان حلقه زده وما وسط آنها می رقصیم .
دیدم تارمی شود وقطره اشک را از گوشه چشمم پاک می کنم .
مهرناز دستش را دوطرف کمرش گذاشته ومی رقصد ناخن های قرمزش روی لباس سفید مثل لکه های خون روی کفنش به نظر می رسد .
میآ موزیک قطع می شود وخواننده مهمان ها را به صرف شام دعوت می کند .
مداح پشت بلندگو حاضران را برای صرف نهار به رستوان دعوت می کند
سوارماشین گل زده می شویم اتومبیل اقوام کنارو پشت ما حرکت می کنند .
تابوت را داخل استیشن سفید می گذارند واتومبیل ها به دنبالش حرکت می کنند .
کنارهم مقابل خانه کوچکمان می ایستیم برای مهمان ها دست تکان می دهیم آنها دست بردار نیستند . با موزییک یکی ازاتومبیل ها توی خیابان می رقصند .همسایه ها و رهگذران هم با کف زدن درجشن شرکت می کنند .
استیشن سفید مقابل قطعه توقف می کند . اتومبیل ها می ایستند . مرد ها جلو می دوند وزیرتابوت را می گیرند . رهگذران به تماشا می ایستند . تابوت را کنار تلی از خاک می گذارند .
جمع همچنان می رقصد .
یکی از مهمان ها می گوید دیروقته اروس وداماد خسته هستند و مزاحم همسایه ها هستیم .
صدایی می گوید فاتحه .
دست اروس را می گیرم وارد خانه می شویم ، خدایا شکر.
جسد مهرناز را توی قبرمی گذارند . خد...ا...یا چرا
اشرف چیره دست




پی نوشت:
اروس : کلمه فارسی است به معنی پاک ، راست وسفید وریشه عربی ندارد . متاسفانه در گذشته بی توجه به این مورد با ع نوشته شده .

۱ نظر:

انار گفت...

چرخش سيال ذهن در داستان من رو ياد داستان هاي ويرجينيا ولف انداخت .
اين بك رو خيلي دوست دارم