سیما قرآن به دست وارد مسجد می شود و اولین جای خالی پشت به دیوار می نشیند . خوشحال از شانس پیش آمد لبخندی به پهنای صورت به لب دارد که روز پیش نوشته سردرمسجد را دیده که ازاول ماه مبارک رمضان قرائت قران از ساعت 9 صبح برگزار می شود .
خانمی 70 ساله چاق وقد کوتاه سبزه رو با لبخندی شیرین ازدر وارد می شود . حاج خانم با سلام صلوات پی در پی خانم ها به پشتی ترکمن تکیه می دهد .خودش را جا بجا می کند ونفس بلندی از دهانش بیرون می فرستد وبرای همه توفیق قبولی عبادت از درگاه خداوند می کند .قرانش را از کیف در می آورد وبوسه ای می زند وصفحه اول را باز و شروع می کند . اعوذبالله من الشیطان الرجیم .پایان رجیم می گوید واقعا لعنت برشیطان دیشب هوس کردم سرمه به چشمم بکشم برای نماز صبح که وضوگرفتم جلوآینه دیدم سرمه ریخته زیر چشمم . برای یک سرمه سه باروضو گرفتم می بینید شیطان چه هوسی دردل آدم می اندازد وباعث دردسر می شود . شروع به خواندن می کند صدای ملکوتی اش توی فضای خالی مسجد می پیچد. سیما ازپشت چشم های بسته فرشته ها را می بیند که برای شنید صوت زیبای قران مسجد را پر کرده اند .
سیما با صدق الله العلی العظیم حاج خانم و صلوات حاضران برای سلامتی اش، چشم بازمی کند .
قاری بعدی به انتهای رجیم که می رسد . حاج خانم می گوید واقعا برشیطان لعنت حاج آقا دیشب می گفت محله ما300 هزار نفرجمعیت دارد . اگر از این تعداد 30 هزار نفرشان خانه دار باشند باعث تاسف است که می بینم 30 نفر هم در تنها مسجد محله آنهم دراین ماه مبارک جمع نشده اند آه کش داری از دهانش بیرون می فرستد وسرش را با تاسف تکان می دهد و می گوید وا...ی از کفر ، وا...ی از بی ایمانی . بخوان خانم که روزگار بد جوری خراب است .
قاری با صدای خوش چند آیه می خواند و به درخواست بانی صلواتی برای سلامتی اش می فرستند .
نفربعدی تا به رجیم می رسد . حاج خانم می گوید واقعا برشیطان لعنت دیشب شنیدم خانم صفدری دختر دومش هم سرطان سینه گرفته تما...م اینها نشانه است ! این زن خجالت نمی کشد دوسال پیش بود که دختر بزرگش سرطان سینه گرفت ومرد وحالا نوبت دختر دومش است . زنی به این سن وسال یک مرتبه از مسجد قهرمی کند . از کجا ؟ آنهم از خانه خدا ! خوب ، خدا هم قهرش می گیرد وبلا بر سرش نازل می شود. با اینکه از خدا برگشته آدم دلش برایش می سوزد . بیچاره چی می کشد ، جگرگوشه اش دارد جلو چشمانش پرپر می شود ، اما نمی فهمد از کجا می خورد .حاج خانم همراه با نوچ نوچ حاضران سرتکان می دهد . بخوان خانم .
قاری شروع می کند و در انتها با صلوات حاضران قرائت را به نفری بغل دستی اش واگذار می کند . به رجیم که می رسد حاج خانم می گوید برشیطان لعنت به خانم بختیاری قبل از مردنش گفتم خانم تو که زن با خدایی هستی توی این سن وسال یک چادرسرت کن . می دانید چی جواب داد . گفت انشاءالله چادر آخرت . بیچاره چند روز پیش رفت زیر ماشین نه تنها چادرسر نکرد . حتی توفیق توبه هم پیدا نکرد .سیما قرانش را می بندد وبدون خدا حافظی بیرون می آید .
اشرف چیره دست
